ترجمه "asuh" به فارسی

تربیت, تربیت کردن, تغذیه بهترین ترجمه های "asuh" به فارسی هستند.

asuh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تربیت

    noun

    Saudara mungkin sependapat bahwa pengasuhan yang sepatutnya dari orang-tua merupakan cara terbaik untuk mencabut akar penyebab kenakalan remaja.

    احتمالاً شما نیز با این نظر موافقید که تربیت خوب خانوادگی بهترین روش ریشهکن ساختن تخلفات است.

  • تربیت کردن

    verb
  • تغذیه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • غذا
    • متمدن شدن
    • متمدن کردن
    • پرورش
    • پرورش دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asuh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "asuh" با ترجمه به فارسی

  • یتیمخانه
  • اموزگار · دایه · دبیر · دختر پرستار · لله · مدرس · مربی · معلم · پرستار · پرستار بچه · پرورشگاه · یاد دهنده
  • تربیت · تعلیم · تغذیه · سرپرستی · غذا · قیمومیت · پرورش
  • آراستن · اشاره کردن · ایراد گرفتن · تربیت کردن · تیمار کردن · خرده گیری کردن · سرزنش کردن · مادری کردن · متمدن شدن · متمدن کردن · نام بردن · پرورش دادن
  • تربیت · تعلیم · پرورش
اضافه کردن

ترجمه های "asuh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه