ترجمه "atom" به فارسی

اتم, atom, اتمی بهترین ترجمه های "atom" به فارسی هستند.

atom
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتم

    noun

    Dalam benda padat, atom saling menempel dan tidak dapat bergerak.

    در جامدها، اتم ها ثابتند و نمی توانند حرکت کنند.

  • atom

    noun
  • اتمی

    adjective

    Tapi, Roger, tak ada yang akan menjatuhkan bom atom pada kita.

    هیچکس قرار نیست بمب اتمی بندازه رو سرمون.

  • ترجمه های کمتر

    • جوهر فرد
    • حرف
    • خس
    • ریزه
    • کوچکترین ذره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Atom
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتم

    noun

    Atom hidrogen saya berada pada posisi yang salah.

    تو اتم های هیدروژن را در محل اشتباهی قرار داده ای.

عباراتی شبیه به "atom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "atom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه