ترجمه "audit" به فارسی

حسابرسی, بازرسی, رسیدگی بهترین ترجمه های "audit" به فارسی هستند.

audit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسابرسی

    audit manajemen

    Bill adalah seorang auditor, dan kami berbincang tiga menit penuh tentang mengaudit.

    بیل حسابرس هست، و ما تمام سه دقیقه را در مورد حسابرسی حرف زدیم.(

  • بازرسی

    noun

    Laporan Departemen Audit Gereja, 2013

    گزارش ادارۀ بازرسی کلیسا، ٢٠١٣

  • رسیدگی

    noun

    Setiap tiga bulan, catatan keuangan sidang diaudit.

    هر سه ماه نیز باید به حساب مالی جماعت رسیدگی شود.

  • ممیزی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " audit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "audit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "audit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه