ترجمه "awal" به فارسی
ابتدایی, اغاز, اولیه بهترین ترجمه های "awal" به فارسی هستند.
awal
-
ابتدایی
adjectiveKita dapat melihatnya dalam tahap awal dari sejarah manusia.
ما می تونیم عملکرد اون رو در مرحله های ابتدایی تاریخ بشر ببینیم.
-
اغاز
nounNamun dalam kasus Chandler, itu adalah awal cerita.
اما در مورد چندلر این اغاز داستان بود.
-
اولیه
adjectiveDi awal penelitian dan pengembangan, kami merekam cuplikan video bawah laut lalu menjiplaknya di komputer.
در تحقیق اولیه ما کلیپی از نماهای زیرآب تهیه کردیم و آن را در کامپیوتر دوباره سازی کردیم.
-
ترجمه های کمتر
- جشن فارغ التحصیلی
- سپیده دم
- طلوع
- فجر
- قبل
- مقدماتی
- نارس
- پیش رس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " awal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "awal" با ترجمه به فارسی
-
پیشوند · پیشوندی
-
پیشوندهای اعداد یونانی
-
پیش نمایش چیدمان
-
نخستین قسمت فصل
-
توپرهایی
-
پیش نما صفحه شبکه
-
چهارچوب پيش نمایش
-
ربیعالاول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن