ترجمه "bangsawan" به فارسی
اشراف زاده, اصالت خانوادگی, حکومت اشرافی بهترین ترجمه های "bangsawan" به فارسی هستند.
bangsawan
-
اشراف زاده
nounSetiap kali seorang keturunan bangsawan menanyakan namaku, itu adalah masalah.
هروقت یه اشراف زاده باهام کار داره ، یه دردسری پشتش هست.
-
اصالت خانوادگی
noun -
حکومت اشرافی
noun
-
ترجمه های کمتر
- طبقه اشراف
- طبقه نجبا
- نجیبزادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bangsawan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bangsawan
-
نجیبزادگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن