ترجمه "bantah" به فارسی

اعتراض, اعتراض کردن, بد دانستن بهترین ترجمه های "bantah" به فارسی هستند.

bantah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتراض

    noun

    Yang merupakan forum yang tepat untuk mengajukan bantahan apapun.

    محکمه ، هر گونه اعتراضي رو بررسي ميکنه.

  • اعتراض کردن

    verb

    2 Beberapa orang mungkin membantah, ’Orang kadang-kadang menderita karena melakukan apa yang benar.’

    ۲ برخی افراد ممکن است اعتراض کرده، بگویند: ‹گاهی انجام کار خوب باعث رنج و عذاب شخص میشود.›

  • بد دانستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • قبیح دانستن
    • مخالفت کردن
    • ناراضی بودن از
    • نفاق داشتن
    • واخواهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bantah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bantah" با ترجمه به فارسی

  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · خیانت کردن به · دروغ گفتن · دعوی کردن · رد کردن · ردکردن · مخالفت کردن · مظنون · مناظره کردن · نزاع کردن · نصحیت کردن · نفاق داشتن
  • اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · سرو صدا کردن · مناظره کردن · ناموافق · نزاع کردن · نصحیت کردن
  • اختلاف · اختلاف عقیده · اعتراض · حراج · دادو بیداد · سرزنش · عدم موافقت · فریاد · فغان · نکوهش · واخواهی
  • اختلاف · بحث · بحث و جدل · تخلف · تشدید · جدال · دعوا · دعوی · ستیزه · غوغا · مباحثه · مجادله · مذاکرات پارلمانی · مشاجره · منازعه · مناظره · نزاع · هم ستیزی · پرخاش · چون و چرا
  • سرپیچی · عدم اطاعت · نافرمانی
  • معاند · معترض
  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · خیانت کردن به · دروغ گفتن · دعوی کردن · رد کردن · ردکردن · مخالفت کردن · مظنون · مناظره کردن · نزاع کردن · نصحیت کردن · نفاق داشتن
  • اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · سرو صدا کردن · مناظره کردن · ناموافق · نزاع کردن · نصحیت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bantah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه