ترجمه "baris" به فارسی
خط, ردیف, صف بستن بهترین ترجمه های "baris" به فارسی هستند.
baris
-
خط
nounDan tentu saja, melalui semua baris ini mengalir bahasa yang tidak terstrukur.
و قطعا تمام این خط ها در حال به جریان انداختن یه زبان سازمان نیافته هستند.
-
ردیف
Kini, kita semua dapat menonton di baris pertama.
امروزه به همه ما صندلیهای ردیف جلو پیشنهاد میشود.
-
صف بستن
verb -
یک ردیف
nounTampaknya Daud menyuruh orang Moab berbaring bersisian di tanah dalam satu baris.
داود موآبیان را کنار هم در یک ردیف خواباند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baris" با ترجمه به فارسی
-
آراستن · خط لوله · دنباله · راه باریک · راه دریایی · صف · عازم شدن · قطار · لوله کشی · منظم کردن · کاروان · یک ردیف
-
خط امضا
-
قطع دستی خط
-
واسط خط فرمان
-
ردیف سرصفحه
-
ردیف عملیات
-
آراستن · تفرج کردن · خود نمایی کردن · دسته دسته شدن · رژه رفتن · صف بستن · عازم شدن · فراهم آمدن · منظم کردن · گردش رفتن · گردش کردن
-
آگهینامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن