ترجمه "basah" به فارسی

tar, نم, خیس بهترین ترجمه های "basah" به فارسی هستند.

basah adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

    verb
  • نم

    adjective noun
  • خیس

    noun

    Ah, Cruz bilang dia menemukan beberapa pakaian basah bersama sandera.

    کروز گفت بین گروگان ها خیس رخت پیدا کرده.

  • ترجمه های کمتر

    • رطوبت
    • غسل دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "basah" با ترجمه به فارسی

  • غرق کردن · غسل دادن · مستغرق شدن · نمناک کردن
  • ترشدن · ترکردن · مرطوب شدن · نمناک کردن
  • اقلیم نیمهگرمسیری مرطوب
  • تالاب · زمین مرطوب
اضافه کردن

ترجمه های "basah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه