ترجمه "batang" به فارسی

سنان, قالب, قبضه شمشیر بهترین ترجمه های "batang" به فارسی هستند.

batang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنان

    noun
  • قالب

    noun

    Minggu berikutnya, Cameron mempersembahkan kepada utusan kerajaan sang ratu dua batang sabun kecil yang dibuat dengan bahan setempat.

    پس از یک هفته، کامرون در حضور پیک سلطنتی ملکه با دو قالب صابون که از مواد محلّی ساخته شده بود، حاضر شد.

  • قبضه شمشیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نیزه
    • چوب
    • چوبک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Batang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقه

    Anda dapat melihat orientasinya. Batangnya telah layu.

    شما میتونید جهتگیری سیب را ببینید. ساقه رو به پایین است.

عباراتی شبیه به "batang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "batang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه