ترجمه "batasan" به فارسی

محدودیت, اجبار, منع بهترین ترجمه های "batasan" به فارسی هستند.

batasan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدودیت

    noun

    Kenyataannya, ada banyak batasan untuk mendesain tombol ini.

    معلومه، برای طراحی این دکمه همه نوع محدودیت وجود داشت.

  • اجبار

    noun

    menerabas batas-batas alam yang merintangi

    و بتوانند بر محدوديت هايي كه طبيعت به آنها اجبار كرده است غلبه كنند

  • منع

    noun

    Dia telah benar-benar terbatas Anda dari semua hal indah dunia yang ditawarkan.

    اوه پدرت نسب به چيزهاي خيلي خوب که تو دنيا ارائه داده شده تو رو منع کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batasan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "batasan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "batasan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه