ترجمه "bau" به فارسی
بو, بخار, بخار دهان بهترین ترجمه های "bau" به فارسی هستند.
bau
noun
-
بو
nounAku tidak pernah berbau sesuatu yang begitu menjijikkan dalam hidupku.
هيچوقت تو عمرم اينقدر چيزي به اين منزجر کنندگي بو نکرده بودم.
-
بخار
noun -
بخار دهان
noun
-
ترجمه های کمتر
- بوی
- بوی خوش
- بوی خوش عطر
- تعفن
- رایحه
- سراغ
- طعم
- عطر
- عطر و بوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bau
-
بو
nounچیزی که از اجسام متساعد میشود
Bau busuk bisa menandakan adanya keberadaan makhluk halus.
خب بوي متعفن ميتونه نشون دهنده ي يجور فعاليت هاي شيطاني باشه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن