ترجمه "bayar" به فارسی
پرداختن ترجمه "bayar" به فارسی است.
bayar
Verb
دستور زبان
-
پرداختن
Verb verbOleh karena itu ia dapat mengorbankan kehidupan manusianya yang sempurna untuk membayar dosa Adam.
بنابراین، او میتوانست زندگی کامل انسانی خود را به منظور پرداختن برای گناه آدم، قربانی کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bayar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bayar"
عباراتی شبیه به "bayar" با ترجمه به فارسی
-
پرداخت به ازای کلیک
-
سفته
-
سیستم پرداخت
-
سفته
-
بحران اقتصادی
-
اجر · اجرت · ارزش · حقوق · حقوق ماهیانه · دخل · درآمد · دسترنج · دستمزد · قسط · مزد · مواجب · هزینه · پاداش · پردازانه · پول · کار مزد
-
روش پرداخت
-
دریافت در زمان تحویل - دریافت هنگام تحویل = COD
اضافه کردن مثال
اضافه کردن