ترجمه "belanja" به فارسی
خرید, برآمد, خرج بهترین ترجمه های "belanja" به فارسی هستند.
belanja
-
خرید
nounDapatkah kita membelanjakan atau menjahitkan bagi janda lansia yang kita kenal?
میتوانیم برای خانمی سالخورده که شوهر خود را از دست داده است خرید کنیم و یا چیزی بدوزیم.
-
برآمد
noun -
خرج
nounLalu kami berikan mereka beberapa contoh bagaimana mereka membelanjakan uang itu.
سپس ماچند مثال براشون زدیم که چگونه میتونن این پول را خرج کنند.
-
ترجمه های کمتر
- خروج
- سور دادن
- مخارج
- مصرف
- هزینه
- پرداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belanja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Belanja
-
خرید
nounDapatkah kita membelanjakan atau menjahitkan bagi janda lansia yang kita kenal?
میتوانیم برای خانمی سالخورده که شوهر خود را از دست داده است خرید کنیم و یا چیزی بدوزیم.
عباراتی شبیه به "belanja" با ترجمه به فارسی
-
خروج · خرید · مخارج
-
تطمیع کردن · خرید · خریداری کردن · رشوه دادن · مشتری شدن
-
اختصاص دادن · تحلیل رفتن قوا · تطمیع کردن · حذر کردن · خرج کردن · خریداری کردن · رشوه دادن · صرف شدن · صرف کردن
-
برابری قدرت خرید
-
سور دادن
-
خرید اینترنتی
-
بودجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن