ترجمه "beli" به فارسی
خریدن, خریداری کردن بهترین ترجمه های "beli" به فارسی هستند.
beli
Verb
verb
دستور زبان
-
خریدن
verbLima perawan membiarkan minyak mereka habis dan pergi membelinya lagi.
پنج باکره اجازه دادند که روغنشان تمام شود و بعد برای خریدن روغن رفتند.
-
خریداری کردن
verbDua burung pipit bisa dibeli dengan upah kerja selama 45 menit.
دو گنجشک را میشد با دستمزد ۴۵ دقیقه کار خریداری کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beli" با ترجمه به فارسی
-
خریداری کردن
-
تطمیع کردن · خريدن · خریداری کردن · خریدن · رشوه دادن · پرداختن
-
خريد · خریداری · خریدن · فضل وکمال · معرفت · یادگیری
-
خریداری کردن
-
خریدار · مشتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن