ترجمه "bendung" به فارسی
خاکریز, سد, سرریز بهترین ترجمه های "bendung" به فارسی هستند.
bendung
-
خاکریز
noun -
سد
nounTetapi jika mereka pukulan bendungan, semua air yang akan banjir kamp kami.
اما اگه سد رو منفجر کنند ، اردوگاه ما رو آب مي بره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bendung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bendung
-
سرریز
عباراتی شبیه به "bendung" با ترجمه به فارسی
-
سد وزنی
-
سد
-
سد
-
نیروی حفظ
-
اسباب زحمت شدن · به دام افتادن · خجالت دادن · خراب شدن · دفع کردن · رد کردن · سد ساختن · شرمسار شدن · قالب زدن · قرار گرفتن · محدود ساختن · مسدود کردن · ممانعت کردن · مهار کردن · نفاق داشتن · هم مرز بودن · گنجانیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن