ترجمه "berayun" به فارسی
تاب خوردن, ترغیب کردن, وادار کردن بهترین ترجمه های "berayun" به فارسی هستند.
berayun
-
تاب خوردن
verbSiapa di sini yang mau melihat aku berayun di kandelir itu?
کي دوست داره منو در حال تاب خوردن روي اون لوستر ببينه ؟
-
ترغیب کردن
verb -
وادار کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berayun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berayun" با ترجمه به فارسی
-
حرکت نوسانی · نوان · نوسان
-
تاب خوردن · ترغیب کردن · وادار کردن
-
تاب خوردن
-
تاب خوردن · حرکت نوسانی · نوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن