ترجمه "berbentuk" به فارسی

توصیف گر, نقشه برجسته, واصف بهترین ترجمه های "berbentuk" به فارسی هستند.

berbentuk
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توصیف گر

    noun
  • نقشه برجسته

    noun
  • واصف

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berbentuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berbentuk" با ترجمه به فارسی

  • اندازه شکل · تاسیس کردن · تشریح · دربرداشتن · ساختمان بدن · سازمان بدن · شکل · قطع · نسبت · نقشه برجسته · هیکل · کالبد · کالبدشناسی
  • ترسیم خط · طرح کلی · نقشه برجسته
  • جهت فعل
  • پردازشگر اشکال
  • ضریب فرم
  • شکل جهان
  • ابداع · برنامه کار · طراحی
  • شیوههای حکومت
اضافه کردن

ترجمه های "berbentuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه