ترجمه "bergabung" به فارسی
ادغام کردن, تبانی کردن, توام بهترین ترجمه های "bergabung" به فارسی هستند.
bergabung
-
ادغام کردن
verbBaik, aku gabung semua datamu... kedalam satu database.
خيلي خب ، تمام داده ها رو تو يه ديتابيس ادغام کردم
-
تبانی کردن
verb -
توام
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دسته کردن
- متحد شدن
- متحد کردن
- متصل
- مربوط ساختن
- هم پیمان شدن
- پیوستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bergabung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bergabung" با ترجمه به فارسی
-
ائتلاف · اجتماع · بافه · بسته · بهم آمیختگی · زناشویی · عروسی · متحد · نکاح · هم پیمان · پیوستگی
-
زمینه ادغام
-
سلول ادغام شده
-
ائتلاف · ادغام · امتزاج · بهم آمیختگی · زناشویی · عروسی · ممزوج کننده · نکاح · پیوستگی
-
ادغام نامه
-
پیوستن
-
ائتلاف · ادغام · امتزاج · تجمع · تراکم · ممزوج کننده · وابستگی · پیوستگی
-
تکمیل ادغام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن