ترجمه "bergaung" به فارسی
اماده رفتن, جهش کردن, منعکس شدن بهترین ترجمه های "bergaung" به فارسی هستند.
bergaung
-
اماده رفتن
verb -
جهش کردن
verb -
منعکس شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- منعکس کردن
- کمانه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bergaung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bergaung" با ترجمه به فارسی
-
ارتعاش · تنگه · حلق · دربند · شکاف · فرق بسیار · وقفه · پرتگاه عظیم · پرصدایی · گلو · گلوگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن