ترجمه "berhadir" به فارسی

حاضر کردن, مهیا کردن, پختن بهترین ترجمه های "berhadir" به فارسی هستند.

berhadir
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاضر کردن

    verb

    Yesus baru saja menjawab pertanyaan para rasul tentang tanda kehadirannya dan tanda penutup zaman.

    اندکی پیش، رسولان عیسی از او سؤالی در مورد نشانهٔ حضورش و دوران پایانی نظام حاضر کرده بودند.

  • مهیا کردن

    verb
  • پختن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berhadir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berhadir" با ترجمه به فارسی

  • جنجال · حضور · وقوع وتکرار
  • زمان حال
  • دیدن · رفتن · مشاهده کردن · نظاره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "berhadir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه