ترجمه "beri" به فارسی
دادن, dådan, دادَن بهترین ترجمه های "beri" به فارسی هستند.
beri
verb
-
دادن
verbKini saudara mempunyai kesempatan untuk memberikan lebih banyak kesaksian.
در آن صورت تو بیشتر فرصت شهادت دادن خواهی داشت.
-
dådan
verb -
دادَن
-
ترجمه های کمتر
- سته
- dādan
- توت
- حبه
- دانه
- گیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beri" با ترجمه به فارسی
-
به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن
-
بریبری
-
dādan · ابلاغ کردن · اختصاص دادن · امانت گذاردن · اندوختن · تقدیم داشتن · تهیه کردن · دادن · دادَن · داوطلب شدن · رساندن · روا کردن · سهم دادن · عرضه داشتن · مجاز کردن · ندیده گرفتن · کمک کردن
-
استعداد · امتیاز · بخشش · بخشیدگی · جایزه
-
نام کوچک مردانه
-
سته
-
اشتباه کردن · تشویق کردن · مرتکب خطا شدن · پروردن
-
زغال اخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن