ترجمه "berkelompok" به فارسی

انباشتن, انجمن کردن, جمع شدن بهترین ترجمه های "berkelompok" به فارسی هستند.

berkelompok
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انباشتن

    verb
  • انجمن کردن

    verb
  • جمع شدن

    verb

    Nanti mereka akan berkelompok, lalu pindah ke satu area.

    وقتی واکرها دوباره یه گوشه جمع شدن...

  • ترجمه های کمتر

    • خوشه کردن
    • سوار کردن
    • همکاری کردن
    • گردآمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berkelompok " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berkelompok" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "berkelompok" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه