ترجمه "berkilau" به فارسی

ابریشمی, براق, براق شدن بهترین ترجمه های "berkilau" به فارسی هستند.

berkilau
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشمی

    adjective
  • براق

    adjective

    Dia menyukai benda berkilau.

    احتمالا یه فرصت واسه پیدا کردن یه چیز براق گیر آورده

  • براق شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برق زدن
    • تابش
    • تابیدن
    • تلالو
    • سوسو زدن
    • صاف
    • صدا زدن
    • نرم
    • پر زرق وبرق
    • چرب و نرم
    • گاز داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berkilau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berkilau" با ترجمه به فارسی

  • ابهت · برق · بزرگی · تابانیدن · تابش · تشعشع · تلالو · جلا · درخشش · زرق وبرق · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · فروغ · پرتو · چشمک
  • براق · براق شدن · برق زدن · تابش · تابیدن · تلالو · درک اندک · سوسو · سوسو زدن · سیم اندود · صاف شدن · نقره · نقره فام · نور کم · پول نقره
  • تابش · تلالو · درخشش · چشمک
  • براق شدن · برق زدن · تابش · تابیدن · تلالو · خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · سوسو زدن · مشتعل
اضافه کردن

ترجمه های "berkilau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه