ترجمه "berlebih" به فارسی
اضافه, اضافی, حشو بهترین ترجمه های "berlebih" به فارسی هستند.
berlebih
-
اضافه
adjectiveKami gagal panen, tak ada anak yang naik berat badannya selama setahun lebih.
ما همه محصولمان را از دست دادیم و بچه ها برای یک سال وزن اضافه نکردند.
-
اضافی
adjectiveBanyak orang kaya datang, memberi ”dari kelebihan mereka”.
بسیاری از ثروتمندان پول اضافی خود را در صندوق میریختند.
-
حشو
adjective
-
ترجمه های کمتر
- زائد
- زیادتی
- زیاده
- مازاد
- ماندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berlebih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berlebih" با ترجمه به فارسی
-
اضافات · اضافه · افراط · افزونی · حشو و زواید · زائد · زیادتی · زیادی · مازاد
-
بدتر · وخيم تر
-
اثار · باقی مانده · بقیه · پس مانده · پس مانده غذا
-
بالاتر بودن · برتری یافتن · برجسته بودن · تجاوز کردن · تفوق جستن · جلو زدن · شکست دادن · عقب گذاشتن · مبالغه کردن در · متجاوز بودن · پیش افتادن از · پیشی جستن از
-
علامت بزرگتر یا مساوی
-
مبالغه کردن در
-
بسیار · فراوان · وافر · وفور
-
تخصیص بیش از حد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن