ترجمه "berperang" به فارسی
جنگ طلب, جنگ کردن, جنگجو بهترین ترجمه های "berperang" به فارسی هستند.
berperang
-
جنگ طلب
adjectiveKita tidak dapat bertahan dengan politisi kita memfokuskan waktu mereka pada pertempuran perang agama, berebut kendali sumber daya alam.
در منظر رويت عموم جهانه ما با اين رهبران مذهبي و سياسيون جنگ طلب
-
جنگ کردن
verbShaw telah nyatakan perang pada umat manusia, pada kita semua.
شاو عليه بشريت اعلان جنگ کرده عليه همه ي ما.
-
جنگجو
adjectiveTsu'tey akan memimpin pasukan perang.
سوتاي جنگجويان ما رو رهبري ميكنه.
-
دشمنی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berperang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berperang" با ترجمه به فارسی
-
تماشاخانه · میدان جنگ
-
جنگ ویتنام
-
تاکتیک نظامی
-
اسیر جنگی
-
جنگ سرد
-
جنگ سرد
-
جنگ تمامعیار
-
تنازع · جدال · جنگ · جنگاوری · رزم · مبارزه · محاربه · نبرد · نزاع · پیکار · کشمکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن