ترجمه "bersombong" به فارسی

بالیدن, به رخ کشیدن, رجز خواندن بهترین ترجمه های "bersombong" به فارسی هستند.

bersombong
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالیدن

    verb

    25 Ya, dan dia juga melihat bahwa hati mereka aterangkat-angkat hingga sesumbar besar, dalam kesombongan mereka.

    ۲۵ آری، و او همچنین دید که دل های آنها در بالیدن زیاد، غرق در غرورشان شده بودند.

  • به رخ کشیدن

    verb
  • رجز خواندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سرگرم کردن
    • لاف زدن
    • نمایان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bersombong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bersombong" با ترجمه به فارسی

  • ازخودراضی · بالیدن · به رخ کشیدن · رجز خواندن · سرگرم کردن · لاف زدن · نمایان کردن
  • بالیدن · به رخ کشیدن · رجز خواندن · سرگرم کردن · لاف زدن · نمایان کردن
  • ازخودراضی · بی باک · فنوده · قاطع · مغرور
  • افاده · بزرگ منشی · تکبر · جلوه وشکوه · خودبینی · دبدبه · شدت عمل · غرور · نخوت · گردن فرازی
اضافه کردن

ترجمه های "bersombong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه