ترجمه "berturut-turut" به فارسی
تابع, متوالی, مداوم بهترین ترجمه های "berturut-turut" به فارسی هستند.
berturut-turut
-
تابع
adjective -
متوالی
adjectiveDi Prancis, ukuran suatu keluarga menurun tiap dekadenya selama 150 tahun berturut-turut sampai ia akhirnya stabil.
در فرانسه، سایز خانواه متوسط هر دهه بمدت ۱۵۰ سال متوالی کاهش یافته تا این که تثبیت شد.
-
مداوم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- منتج
- نتیجه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berturut-turut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن