ترجمه "beruban" به فارسی
سفید, فلفل نمکی, موسفید بهترین ترجمه های "beruban" به فارسی هستند.
beruban
-
سفید
adjectiveMereka mungkin sudah beruban, tapi tidak memiliki problem-problem kesehatan yang Salomo gambarkan.
موی آنان ممکن است کمی سفید شده باشد ولی هنوز آن طور که سلیمان توصیف کرد کمبنیه نیستند.
-
فلفل نمکی
adjective -
موسفید
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beruban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن