ترجمه "berurutan" به فارسی

تابع, منتج بهترین ترجمه های "berurutan" به فارسی هستند.

berurutan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    adjective

    Kita mungkin merasa bahwa mereka tidak sepenuhnya memahami keadaan kita, dan hasrat emosi yang kuat bisa jadi mendorong kita untuk menuruti kata hati.

    شاید خواستههای عاطفی قوی ما را بر آن دارد که تابع تمایلات دلمان گردیم.

  • منتج

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berurutan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berurutan" با ترجمه به فارسی

  • ماساژ · مشت ومال
  • سرشتن · ماساژ · ماساژ دادن · مالیدن · مشت ومال · ورزیدن
  • درخت جستجوی دودویی
  • اجابت کردن · موافقت کردن
  • فهرست زبانهای جهان به ترتیب حروف الفبا
  • آرام کردن · اجابت کردن · تسلیم شدن · تن در دادن · تن دردادن · راضی شدن · راه یافتن · رسیدن · رضایت دادن · عقب انداختن · فروتن · مطابق · موافق · موافقت کردن · نزدیک شدن · همنوایی کردن · وفق دادن
  • اجابت کردن · موافقت کردن
  • ماساژ
اضافه کردن

ترجمه های "berurutan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه