ترجمه "berwaspada" به فارسی
محتاط, مواظب, هوشیار بهترین ترجمه های "berwaspada" به فارسی هستند.
berwaspada
-
محتاط
adjectiveKarena terus-terusan merasa tegang dan harus tetap waspada, saya kehabisan tenaga.
استرس دائم و نیاز به این که همیشه محتاط و مراقب باشم، انرژی بسیاری از من میگرفت.
-
مواظب
adjectiveSebaliknya, kita perlu waspada agar tidak mencampuradukkan martabat pribadi dengan keangkuhan.
از طرف دیگر، باید مواظب باشیم در حفظ عزت نفس زیادهروی نکرده متکبر نشویم.
-
هوشیار
adjectiveTak lama setelah itu, bala tentara itu mundur, sehingga orang Kristen yang waspada dapat melarikan diri.
اندکی بعد، آنان عقبنشینی کردند و مسیحیان هوشیار فرصت یافتند از شهر بگریزند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berwaspada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berwaspada" با ترجمه به فارسی
-
جعبه هشدار
-
احتیاط · اندیشه قبلی · دور اندیشی · مراقبت · هراس · هشدار · چالاکی
-
با ملاحظه · بسیار محتاط · محتاط · مراقب · مواظب · هوشیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن