ترجمه "betul" به فارسی

درست, dorost, بجا بهترین ترجمه های "betul" به فارسی هستند.

betul adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درست

    verb

    Jika yang kubilang itu betul, kau maju satu langkah ke kursi itu.

    اگه چيزي که گفتم درست بود ، يه قدم مياي جلو سمت صندلي.

  • dorost

    verb
  • بجا

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی برگ
    • درستی
    • دقیق
    • سر در گم
    • صحت
    • صحیح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " betul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "betul" با ترجمه به فارسی

  • اتفاق · اتفاق افتادن · انطباق · تابع · خطر · خوشبختی · در رسیدن · ضمنی · مخاطره · من تبع · منتج · مواظب · نتیجه بخش · وقایع اتفاقی · پیوسته
  • ترمیم · پیشرفت
  • از همه جهت · اشکار · انگشت نما · برملا · بسیار · بی برگ · تماما · تند وتیز · جمیع · خیره کننده · دریده · دقیق · رسوا · سخت · سر در گم · سراسر · صرفا · عینا · فاحش · محکم بسته شده · نمایان · هرگونه · همه چیز · همگی · کاسد · یکسره
  • منطبق شدن · همزمان بودن · همنوایی کردن
  • از سر گرفتن · تادیب کردن · تاوان دادن · تجدید نظر کردن · ترمیم کردن · جا گرفتن · حاضر کردن · درمان کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رفو کردن · زنده کردن · سنگ فرش کردن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به · متشبث شدن به · متوسل شدن · محدود کردن · مرمت کردن · مهیا کردن · میزان کردن · وفق دادن · پختن · کوک کردن
  • از سر گرفتن · تادیب کردن · تاوان دادن · تجدید نظر کردن · ترمیم کردن · جا گرفتن · حاضر کردن · درمان کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رفو کردن · زنده کردن · سنگ فرش کردن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به · متشبث شدن به · متوسل شدن · محدود کردن · مرمت کردن · مهیا کردن · میزان کردن · وفق دادن · پختن · کوک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "betul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه