ترجمه "bidang" به فارسی

بسته, بسط و توسعه, بینش بهترین ترجمه های "bidang" به فارسی هستند.

bidang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسته

    noun
  • بسط و توسعه

    noun
  • بینش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جلگه
    • رشته
    • زمین
    • زمینه
    • سرزمین
    • صفحه
    • عرض
    • فضای زیاد
    • قلمرو سلطان
    • معرفت
    • میدان
    • نظر
    • هامون
    • وسعت نظر
    • ویژه کاری
    • پهنا
    • کشور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bidang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bidang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه

    noun

    atau garis yang menggambarkan bidang galaksi.

    و يا خطي كه صفحه كهكشان را تعريف مي كند

عباراتی شبیه به "bidang" با ترجمه به فارسی

  • پیوند صفحه ها
  • زمینه خاص
  • زمینه ادغام
  • عمق زمینه
  • قسمت های مشخصات
  • زمینه فیلتر
  • امتداد دادن · برآمده بودن · بزرگ کردن · به طول انجامیدن · جداکردن · جور کردن · دمساز شدن · شکستن · طفره رفتن · طولانی کردن · نفاق انداختن · پهن کردن · پیشرفت کردن · کامیاب شدن · گشاد کردن
  • منطقه جستجو
اضافه کردن

ترجمه های "bidang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه