ترجمه "bincang" به فارسی
صحبت کردن, تعمد کردن, سخن گفتن بهترین ترجمه های "bincang" به فارسی هستند.
bincang
-
صحبت کردن
verbSaya berhasil dekat dengan keluarga itu, berbincang dengan mereka sepanjang hari.
این خانواده با من هستند و بیشترین وقت طی روز را صرف صحبت کردن با آنها میکنم.
-
تعمد کردن
verb -
سخن گفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- صحبت
- عمدا انجام دادن
- چت
- کنکاش کردن
- گفت و گو
- گپ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bincang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bincang" با ترجمه به فارسی
-
اعطا کردن · بحث کردن · تعمد کردن · درد دل کردن · عمدا انجام دادن · مذاکره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · مناظره کردن · کنکاش کردن
-
بحث کردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · مناظره کردن · کنکاش کردن
-
بحث · جلسه · دیوانخانه · مباحثه · مذاکره · مناظره
-
بحث کردن · مناظره کردن · گفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن