ترجمه "biskuit" به فارسی

بيسکويت, بیسکویت, شیرینی بهترین ترجمه های "biskuit" به فارسی هستند.

biskuit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بيسکويت

    noun

    Seorang bocah memberiku biskuit Ritz dengan potongan hati dan bilang " canapés ".

    يک بچه اومد و يه بيسکويت با جگر خرد شده بهم داد و گفت که اين پيش غذاست

  • بیسکویت

    noun

    Grandma.com penuh dengan resep biskuit dan petunjuk mandi dalam sekejap.

    Grandma.com دستورپخت بیسکویت و راه و روش دوش گرفتن بود.

  • شیرینی

    noun

    memberikan ia biskuit saat seolah ia menyukai biskuit,

    اگه شیرینی دوست داشت به او شیرینی ميدادن

  • کلوچه

    noun

    Jeff, jangan bawa biskuit jahe!

    جف ، کلوچه زنجبیلی برندار!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biskuit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Biskuit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیسکویت

    noun

    Grandma.com penuh dengan resep biskuit dan petunjuk mandi dalam sekejap.

    Grandma.com دستورپخت بیسکویت و راه و روش دوش گرفتن بود.

اضافه کردن

ترجمه های "biskuit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه