ترجمه "blokade" به فارسی
انسداد, راه بندان, سد راه بهترین ترجمه های "blokade" به فارسی هستند.
blokade
noun
-
انسداد
noun -
راه بندان
nounSemua pilot Nova, Lakukan penguncian dan blokade.
تمامي خلبان هاي نوا ، بهم بپيوندين و راه بندان درست کنين
-
سد راه
nounPolisi memblokade para aktivis di Islamabad.
پلیس در اسلام آباد سد راه فعالان شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blokade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blokade" با ترجمه به فارسی
-
خجالت دادن · شرمسار شدن · قرار گرفتن · مسدود کردن
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
لیست دامنه مسدود شده سطح بالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن