ترجمه "buaya" به فارسی
تمساح, سوسمار, پوست سوسمار بهترین ترجمه های "buaya" به فارسی هستند.
buaya
noun
-
تمساح
nounSaya akan tanya apakah saya melihat buaya raksasa disana.
اون ها ازم پرسيدن که نکنه اون چند تا تمساح بزرگ ديده
-
سوسمار
nounBenarkah sungai-sungainya dipenuhi oleh buaya?
درسته که رودخونه هاش پر از سوسمار هستن ؟
-
پوست سوسمار
noun -
کروکودیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buaya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "buaya"
عباراتی شبیه به "buaya" با ترجمه به فارسی
-
رام کردن · رم دادن · فریفتن · نیرنگ زدن · هراس کردن · گول زدن
-
لولهماهی تمساحی
-
گریال کاذب
-
تملق گفتن · خزیدن · فریفتن · نیرنگ زدن · پست بودن · گول زدن
-
افسار گسیخته · فاسق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن