ترجمه "budaya" به فارسی
فرهنگ, کولتور بهترین ترجمه های "budaya" به فارسی هستند.
budaya
-
فرهنگ
nounbarisan fenomena manusia yang tidak dapat dikaitkan dengan warisan genetika
Maka, wajarlah kalau firdaus di bumi adalah bagian dari warisan budaya Persia.
دور از انتظار نیست که ایدهٔ فردوس یا بهشت زمینی، در فرهنگ ایرانیان از گذشته وجود داشته است.
-
کولتور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " budaya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "budaya" با ترجمه به فارسی
-
جغرافیای انسانی
-
فرهنگ سازمانی
-
مطالعات فرهنگی
-
بستن · تربیت کردن · متمدن شدن · متمدن کردن
-
فرهنگ غربی
-
تاریخ فرهنگی
-
میراث فرهنگی
-
نسبیگرایی فرهنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن