ترجمه "bulu" به فارسی

پر, مو, تل بهترین ترجمه های "bulu" به فارسی هستند.

bulu noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر

    noun

    Saya ingin melihat melampaui kulit, bulu, dan sisik itu.

    دوست دارم از خز و پر و فلس بگذرم.

  • مو

    noun

    Ya, dia melakukan semacam treatmen laser pembersihan bulu.

    خب ، مي دوني يه عمل ليزر داشت ، برداشتن مو و اين ها ديگه.

  • تل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خز
    • روکش
    • پر وبال
    • پروبال
    • پوست خام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bulu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bulu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر

    adjective noun

    Saya ingin melihat melampaui kulit, bulu, dan sisik itu.

    دوست دارم از خز و پر و فلس بگذرم.

تصاویر با "bulu"

عباراتی شبیه به "bulu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bulu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه