ترجمه "bungkus" به فارسی
اندود, بلا, تا بهترین ترجمه های "bungkus" به فارسی هستند.
bungkus
Verb
دستور زبان
-
اندود
noun -
بلا
noun -
تا
nounTubuh mereka dibungkus dengan plastik dan diberi nomor satu, dua, dan tiga.
جسد آنها در کيسه هاي پلاستيک پيچيده و شماره گذاري از يک تا سه شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- تاچه
- روکش
- روکش کردن
- عدل
- غلاف
- لوله محافظ
- مصیبت
- پیچیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bungkus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bungkus" با ترجمه به فارسی
-
قراردادن متن در کادر
-
قرارگیری واژه در کادر
-
قرارگیری متن در کادر
-
خوشه کردن · دسته کردن · رقصیدن · فشردن · پرده زدن · پنهان کردن · پیچیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن