ترجمه "buru" به فارسی

شکار کردن, صید کردن بهترین ترجمه های "buru" به فارسی هستند.

buru
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار کردن

    verb

    Jika orang gila membuat sebuah perburuan, seperti inilah kelihatannya.

    اين شبيه يه مرد ديوونه است که يه لاشخور رو شکار کرده.

  • صید کردن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "buru" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "buru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه