ترجمه "buru" به فارسی
شکار کردن, صید کردن بهترین ترجمه های "buru" به فارسی هستند.
buru
-
شکار کردن
verbJika orang gila membuat sebuah perburuan, seperti inilah kelihatannya.
اين شبيه يه مرد ديوونه است که يه لاشخور رو شکار کرده.
-
صید کردن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buru" با ترجمه به فارسی
-
سر آوردن
-
شکارچی-گردآورنده
-
زود رفتن
-
شکار غیرقانونی
-
تعقیب · توده انباشته · طعمه · قربانی · مسابقه
-
تعقیب · سفری · مسابقه
-
تعقیب کردن · تند راه رفتن · دنبال کردن · سرعت داشتن
-
شکار نهنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن