ترجمه "butuh" به فارسی

ایجاب کردن, مستلزم بودن, نیازمند بودن بهترین ترجمه های "butuh" به فارسی هستند.

butuh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایجاب کردن

    verb

    (b) Apa yang dibutuhkan untuk mengikuti prinsip kekepalaan dalam sidang Kristen pada abad pertama?

    ب) اطاعت از اصل سَروَری در جماعت مسیحی قرن اول چه چیز را ایجاب کرد؟

  • مستلزم بودن

    verb
  • نیازمند بودن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " butuh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "butuh" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "butuh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه