ترجمه "cabang" به فارسی

شاخه نورسته, شعبه بهترین ترجمه های "cabang" به فارسی هستند.

cabang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخه نورسته

    noun
  • شعبه

    Sementara itu, pengawas cabang di sana melakukan tindakan yang melanggar prinsip Alkitab dan harus diganti.

    در همان زمان سرپرست شعبه مرتکب اعمال غیراخلاقی شد و اختیاراتش را از دست داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cabang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cabang" با ترجمه به فارسی

  • شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شاخه نورسته · شکافتن · منشعب شدن
  • شاخه علم
  • شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شکافتن · منشعب شدن
اضافه کردن

ترجمه های "cabang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه