ترجمه "cek" به فارسی
چک, اثبات, امتناع بهترین ترجمه های "cek" به فارسی هستند.
cek
-
چک
nounTerakhir kali aku di sini, kulihat cek pensiunan tertulis dari perusahaan yang sama.
دفعه پيش که اومدم اينجا ، چک حقوق بازنشستگي تو رو که از همون شرکت بود و ديدم.
-
اثبات
noun -
امتناع
noun
-
ترجمه های کمتر
- بازبینی
- بازدارنده
- برات
- بررسی
- تحقق
- تحقیق
- حواله
- سختترین مرحله
- مانع شونده
- منع کننده
- پاگیری
- چك
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cek
-
چک
noun properCek silang dengan file SIM negara bagian. Kirim gambar ini ke rumah sakit setempat.
خب ، تمام گواهينامه رو هم چک کنيد و عکس رو بفرستيد واسه همه بيمارستان ها
تصاویر با "cek"
عباراتی شبیه به "cek" با ترجمه به فارسی
-
ثبت و بستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن