ترجمه "cercaan" به فارسی
اشباعی, انتقاد, تکمیل کننده بهترین ترجمه های "cercaan" به فارسی هستند.
cercaan
-
اشباعی
noun -
انتقاد
noun -
تکمیل کننده
noun
-
ترجمه های کمتر
- زاج
- زخم زبان
- سخن تند
- سخن سخت
- سرزنش
- طرد
- طعن
- غرش
- فحش
- قسم دروغ
- پرخاش
- پهن و کوتاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cercaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cercaan" با ترجمه به فارسی
-
اهانت کردن · بد گفتن · بدنام کردن · بدکار کردن · بهتان زدن · تازیانه زدن · تقبیح کردن · تمسخر کردن · توهین کردن به · خطابه گفتن · خوار شمردن · رسوا کردن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · فحاشی کردن به · فریاد زدن · لگد زدن · ناسزا گفتن · نفرت داشتن · پرچانگی کردن · پشت پا زدن · چنگ زدن · گله کردن از
-
اهانت کردن · تازیانه زدن · تمسخر کردن · خطابه گفتن · خوار شمردن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · لگد زدن · نفرت داشتن · پرچانگی کردن · پشت پا زدن · گله کردن از
-
بدکار کردن · فحاشی کردن به · فریاد زدن · چنگ زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن