ترجمه "cipta" به فارسی

اختراع کردن, تاسیس کردن, تنظیم کردن بهترین ترجمه های "cipta" به فارسی هستند.

cipta
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختراع کردن

    verb

    Aku orang yang menciptakan software untuk mencegah orang mencuri musik.

    من هموني شخصي هستم که نرم افزاري رو اختراع کردم تا از ادمهاي موزيک دزد جلوگيري کنه

  • تاسیس کردن

    verb
  • تنظیم کردن

    verb

    Saya pada dasarnya menciptakan menu yang memungkinkan orang

    من از ابتدا منو را طوری تنظیم کردم که همه

  • ترجمه های کمتر

    • درست کردن
    • ساختن
    • طرح ریزی کردن
    • چاپ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cipta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cipta" با ترجمه به فارسی

  • اختراع
  • اسطورههای آفرینش
  • خلاقیت · قدرت ابداع · قدرت خلاقه
  • اختراع کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · حروفچینی کردن · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن
  • حق تکثیر · حق چاپ
  • نقض قوانین حق تکثیر
  • نماد حق تکثیر
  • حق تکثیر
اضافه کردن

ترجمه های "cipta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه