ترجمه "daya" به فارسی

قدرت, امکان, انرژی بهترین ترجمه های "daya" به فارسی هستند.

daya adjective noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدرت

    noun

    Mereka direspek karena pengalaman dan pengetahuannya, sekaligus hikmat dan daya pengamatan yang sering kali menyertainya.

    آنان را به سبب تجربه و دانش و همینطور حکمت و قدرت تشخیصشان مورد احترام فراوان قرار میدادند.

  • امکان

    noun

    mengidentifikasi mereka, dan membuat mereka mudah menemukan sumber daya

    و به اوبا امکان استفاده از منابع رو بدیم

  • انرژی

    noun

    Dan di mana ada daya listrik, ada Internet.

    و تقریبا در هر جایی که انرژی و برق وجود داره، اینترنت هم وجود داره.

  • ترجمه های کمتر

    • تخیل
    • تصور
    • منبع
    • وسیله
    • پتانسیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daya " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Daya
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توان

    noun

    Berupaya mendapat ganti rugi dapat menghabiskan banyak waktu, energi, dan sumber daya kita yang lain.

    پیگیری پرداخت خسارت میتواند مقدار زیادی از وقت، توان، و امکانات دیگرمان را هدر دهد.

عباراتی شبیه به "daya" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "daya" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه