ترجمه "debaran" به فارسی
ان, تپش, دم بهترین ترجمه های "debaran" به فارسی هستند.
debaran
-
ان
noun -
تپش
nounAlona bercerita, ”Waktu saya dengar suara sirene, jantung saya langsung berdebar-debar.
آلُنا میگوید: «وقتی صدای آژیر خطر را میشنوم، قلبم شروع به تپش میکند و سراسیمه به سمت پناهگاه میدوم.
-
دم
noun
-
ترجمه های کمتر
- ضربان قلب
- لحظه
- چشمک
- یک ان
- یک دم
- یک لحظه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "debaran" با ترجمه به فارسی
-
بهت زده کردن · بیهوش کردن · تپش داشتن · تپیدن · درهم شکستن · زدن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مشمئز شدن
-
از جا پراندن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · تپش داشتن · تپیدن · درهم شکستن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مشمئز شدن · وحشتزده شدن
-
کرکین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن