ترجمه "demam" به فارسی

تب, ترک اسب, خناق بهترین ترجمه های "demam" به فارسی هستند.

demam
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تب

    noun

    Bibiku Ada meninggal karena demam musim semi yang lalu.

    عمه اِيدا بهار گذشته به خاطر تب شديد مُرد.

  • ترک اسب

    noun
  • خناق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مقعد
    • هیجان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " demam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Demam
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تب

    noun

    Demam ini, bisa membuat hal - hal indah.

    تب ، مي تونه چيزها رو شگفت انگيز کنه.

عباراتی شبیه به "demam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "demam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه