ترجمه "demam" به فارسی
تب, ترک اسب, خناق بهترین ترجمه های "demam" به فارسی هستند.
demam
-
تب
nounBibiku Ada meninggal karena demam musim semi yang lalu.
عمه اِيدا بهار گذشته به خاطر تب شديد مُرد.
-
ترک اسب
noun -
خناق
noun
-
ترجمه های کمتر
- مقعد
- هیجان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Demam
-
تب
nounDemam ini, bisa membuat hal - hal indah.
تب ، مي تونه چيزها رو شگفت انگيز کنه.
عباراتی شبیه به "demam" با ترجمه به فارسی
-
تب زرد
-
تب روماتیسمی
-
مونونوکلئوز عفونی
-
حصبه
-
تب زرد
-
تب تیفویید · حصبه
-
تشنج ناشی از تب
-
تب شبهحصبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن