ترجمه "depan" به فارسی

جلوی, پیش بهترین ترجمه های "depan" به فارسی هستند.

depan adposition
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلوی

    adverb

    Waktu sampai barisan depan, ternyata yang dijual adalah yogurt.

    وقتی جلوی صف رسیدم، دیدم که ماست میفروشند.

  • پیش

    adverb

    Kami mulai bertengkar, dan di depan keluarga saya, ia menuding saya mata keranjang.

    او پیش روی خانوادهام به من توهین کرد که مرد زنبازی هستم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " depan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "depan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "depan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه