ترجمه "dermaga" به فارسی
اسکله, بارانداز, بندرگاه بهترین ترجمه های "dermaga" به فارسی هستند.
dermaga
-
اسکله
nounKemudian, setelah bermalam di pantai, kami menemukan dermaga dan kelapa.
سپس بعد از گذراندن شب در ساحل، یک اسکله و نارگیل پیدا کردیم.
-
بارانداز
nounTempat mengintau seluruh dermaga dan sebagian besar kota.
یه نقطه با اشراف کامل به بارانداز و اکثر قسمت های شهر
-
بندرگاه
nounKami datang jauh-jauh ke dermagamu, dan aku bilang, kau tak perlu polisi.
ما اين همه راه رو به بندرگاه تون اومديم... و معلوم شده که به پليس احتياجي نداريد.
-
ترجمه های کمتر
- جتی
- دیوار ساحلی
- لنگرگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dermaga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dermaga
-
بندرگاه
Seluruh Dermaga Guangzhou adalah halaman rumput anda sekarang.
کل ِبندرگاه و اسکله ي " گوانگژو " الان ديگه تحت اختيار ِشماست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن